خرید بک لینک
    کاش گنجشک بودیم همین! و تمام ِ درخت‌های دنیا خانه‌مان بود...                         نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 15:53 توسط  |  نوشته‌های پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 11:36

    درد دارد. هر روز صبح دردش را برمی‌دارد می‌گذارد توی سبد خرید چرخ‌دار و بعد کشان کشان می‌بردش تا تره‎بار. بادمجان، هویج، خیار، گوجه، کاهوپیچ، طالبی و اگر پول زیاد باشد گیلاس. همه را می‌چپاند روی دردش و باز کشان کشان به خانه برمی‌گرداندش. آخ نمی‌گوید. کولر را روشن می‌کند. دردش از گرمای ِ بیرون کلافه شده. با دست‌هایی که پوست ِ سرانگشتانشان از رفت و روب ِ بی‌اندازه ساییده و زخم شده، میوه‌ها را زیر آب می‌گیرد. در حین غسل دادن ِ میوه‌ها با خواهر ِ کوچک و دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 11:36

    چشم‌هام را پماد مالیده‌ام و گریه می‌کنم ... دل‌تنگ‌م و همین !     نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۹۵ ساعت 0:40 توسط  |  نوشته‌های پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 11:36

      تکنولوژی پیشرفت کرده است. صدای تو را از دور آنچنان با کیفیت می‌شنوم که انگار کنارم نشسته‌‌ای. اما، ولی ... صدا کافی نیست.     نوشته شده در شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵ ساعت 0:36 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 11:36

    خیابان‌ها را راه می‌روم. چراغ های سبز را می‌ایستم. صدای آمبولانس‌ها را نمی‌ترسم. از میان آدم‌ها رد می‌شوم. کسی هست که دیگر نیست وسال‌هاست که نبودنش به چشم نمی‌آید. و من هنوز پس از روزها گریه، خونریزی ِ چندباره در یک ماه و گل گاو زبان، زنده‌ام ... چه روزهایی که فکر می‌کردیم این بار دیگر از درد می‌میریم ولی هنوز هم  زنده‌ایم...     نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 0:50 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 11:36

کاش گنجشک بودیم همین! و تمام ِ درختهای دنیا خانهمان بود...

برچسب: شماره ی دوست دختر میخوام,شماره ی دوست دختر,شمارهي دوست دختر,شمارهی دوست پسر,شمارهای دوست دختر,شمارهای دوست یابی,شمارهاي دوست يابي,شمارهای دوختر,شمارهای دوس دختر,شمارهی دختر برای دوستی, نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

درد دارد. هر روز صبح دردش را برمیدارد میگذارد توی سبد خرید چرخدار و بعد کشان کشان میبردش تا ترهبار. بادمجان، هویج، خیار، گوجه، کاهوپیچ، طالبی و اگر پول زیاد باشد گیلاس. همه را میچپاند روی دردش و باز کشان کشان به خانه برمیگرداندش. آخ نمیگوید. کولر را روشن میکند. دردش از گرمای ِ بیرون کلافه شده. با دستهایی که پوست ِ سرانگشتانشان از رفت و روب ِ بیاندازه ساییده و زخم شده، میوهها را زیر آب میگیرد. در حین غسل دادن ِ میوهها با خواهر ِ کوچک و دختر بزرگش حرف میزند. صدایش دردناک است. توانایی این را دارد که تمام ِ مراحل ِ بی جواب ِ درمان دادامه مطلب

برچسب: شماره ی سهیل سلیمانی,شمارهای سه رقمی, نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

چشمهام را پماد مالیدهام و گریه میکنم ... دلتنگم و همین !

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

تکنولوژی پیشرفت کرده است. صدای تو را از دور آنچنان با کیفیت میشنوم که انگار کنارم نشستهای. اما، ولی ... صدا کافی نیست.

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

خیابانها را راه میروم. چراغ های سبز را میایستم. صدای آمبولانسها را نمیترسم. از میان آدمها رد میشوم. کسی هست که دیگر نیست وسالهاست که نبودنش به چشم نمیآید. و من هنوز پس از روزها گریه، خونریزی ِ چندباره در یک ماه و گل گاو زبان، زندهام ... چه روزهایی که فکر میکردیم این بار دیگر از درد میمیریم ولی هنوز هم زندهایم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

ما فکر میکردیم که باید زندگیمان را مثل یک فیلم ِ سینمایی بازی کنیم و خوب بازی کنیم. اما وقت ِ مصیبتها در هیچ کنج و گوشهای دوربینی ندیدیم که آراممان بگیرید و خیالمان راحت شود که تمام میشود که این فقط فیلم است که واقعیت چیزی جز این است ...

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

صفحه بندی