خرید بک لینک

درد دارد. هر روز صبح دردش را برمیدارد میگذارد توی سبد خرید چرخدار و بعد کشان کشان میبردش تا ترهبار. بادمجان، هویج، خیار، گوجه، کاهوپیچ، طالبی و اگر پول زیاد باشد گیلاس. همه را میچپاند روی دردش و باز کشان کشان به خانه برمیگرداندش. آخ نمیگوید. کولر را روشن میکند. دردش از گرمای ِ بیرون کلافه شده. با دستهایی که پوست ِ سرانگشتانشان از رفت و روب ِ بیاندازه ساییده و زخم شده، میوهها را زیر آب میگیرد. در حین غسل دادن ِ میوهها با خواهر ِ کوچک و دختر بزرگش حرف میزند. صدایش دردناک است. توانایی این را دارد که تمام ِ مراحل ِ بی جواب ِ درمان دردهایش را برای خواهرش توضیح بدهد. دکتر فلان، قرصهای آبی و سبز، طب سوزنی، آبدرمانی، صندلیِ ماساژور، حجامت و هرآنچه مربوط به درد است. او به برکت پیاده رویهای عصر و معاشرت با زنهای دردمند ِ دیگر، تمام ِ متودهای جدید را امتحان کرده. زن گاهی میخندد و برای دختر کوچکـش از خاطرات ِ یکی از همین دوستهای تازه میگوید. کسی هست که با او بخندد؟ از پیاده روی بازمیگردد. وضو میگیرد. درد را میگذارد روی مهر و سجده میکند. نماز که تمام شد دعا میخواند و فوت میکند به خانه. او نشسته نماز خوانده اما باز خدا را شکر میکند. غذا نمیخورد. اگر بخورد غذای ظهر یا شب ِ قبل را میخورد. نگران ِ اصراف کردن است. ظرف ِ غذایش شبیه ظرفهای دیگر ِ سفره نیست. در جواب ِ اعتراض فرزندانش سکوت میکند. یک پا را دراز میکند و غذایش را میخورد. بعد از غذا دو- سه قرص را با نصف لیوان آب قورت میدهد و ظرفها را جمع میکند و با اسکاچ و ریکا میسابد. آخر شب هم یک بالش زیر ِ درد ِ زانو و یک بالش زیر ِ درد ِ سر. او خود ِ درد است. درد نام ِ دیگر اوست ...

برچسب: شماره ی سهیل سلیمانی,شمارهای سه رقمی, نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:56

صفحه بندی