
درد دارد. هر روز صبح دردش را برمیدارد میگذارد توی سبد خرید چرخدار و بعد کشان کشان میبردش تا ترهبار. بادمجان، هویج، خیار، گوجه، کاهوپیچ، طالبی و اگر پول زیاد باشد گیلاس. همه را میچپاند روی دردش و باز کشان کشان به خانه برمیگرداندش. آخ نمیگوید. کولر را روشن میکند. دردش از گرمای ِ بیرون کلافه شده. با دستهایی که پوست ِ سرانگشتانشان از رفت و روب ِ بیاندازه ساییده و زخم شده، میوهها را زیر آب میگیرد. در حین غسل دادن ِ میوهها با خواهر ِ کوچک و د...
ادامه مطلب
درد دارد. هر روز صبح دردش را برمیدارد میگذارد توی سبد خرید چرخدار و بعد کشان کشان میبردش تا ترهu200eبار. بادمجان، هویج، خیار، گوجه، کاهوپیچ، طالبی و اگر پول زیاد باشد گیلاس. همه را میچپاند روی دردش و باز کشان کشان به خانه برمیگرداندش. آخ نمیگوید. کولر را روشن میکند. دردش از گرمای ِ بیرون کلافه شده. با دستهایی که پوست ِ سرانگشتانشان از رفت و روب ِ بیاندازه ساییده و زخم شده، میوهها را زیر آب میگیرد. در حین غسل دادن ِ میوهها با خواهر ِ کوچک و دختر بزرگش حرف میزند. صدایش دردناک است. توانایی این را دارد که تمام ِ مراحل ِ بی جواب ِ درمان د...
ادامه مطلب